دکتر ندا کردونی، پژوهشگر حقوق اقلیتها و مدرس دانشگاه در سخنرانی خود با عنوان «حق بر زبان مادری از منظر حقوق عضویت و حقوق شهروندی» گفت: حق بر زبان مادری در سطوح مختلف از جمله در قانون اساسی، اسناد حقوق بشر و حقوق شهروندی تبیین شده است. در ایران در تبیین حق بر زبان مادری، که جزء اصول قانون اساسی است، تفاوت دیدگاه هایی در زمینه آموزش زبان مادری وجود دارد. به ویژه مخالفین تفسیر موسع اصول قانون اساسی در مورد حقوق مرتبط با این حوزه، مرتبا این دغدغه را مطرح میکنند که اگر بخواهیم به این حق زبان مادری تأکید کنیم، در یک کشور متنوعی مثل ایران ما ناچاریم به زبانهای مختلفی بپردازیم. »
.jpeg)
دکتر ندا کردونی افزود: «در بستر حقوق بشر که در حقوق بین الملل رشد کرده، حق بر زبان مادری جایگاه مهمی دارد که بر سایر حقوق نیز تاثیر می گذارد. جنس حق بر زبان مادری، در واقع از حقوق عضویت انسان ها است. حق بر زبان مادری در ذیل حقوق فرهنگی اقلیتها تعریف میشود. زیرا، فرهنگ دریچه ای است که انسانها و بشر از طریق آن دنیا را فهم میکنند. انسان ها انتظارات مشروع یا غیر مشروع خود را همیشه از دریچه زبان مطرح میکنند. زبان چشم انداز انسان به زندگی را سامان می دهد و با مفاهیم کلیدی حقوقی از جمله بحث آزادیها و حقوق اساسی انسان ها مرتبط است. ما از دریچه زبان میتوانیم بفهمیم یا بگوییم منظورمان از آزادی چیست؟ منظورمان از حق چیست؟ منظورمان از حریم خصوصی چیست و حتی منظورمان از بازداشت خودسرانه و مسائل شبیه به آن چیست؟ از زاویه حق بر زبان مادری و حقوق اقلیتها، ما همیشه این مفاهیم را روبروی دولت- ملت تعریف میکنیم، یعنی بستری که این حقوق سامان گرفتند، همان بستری است که حقوق دولت -ملت مطرح می شود و اکثریتی وجود دارد و دموکراسی در آن حاکم است.»
دکتر شیوا بازرگان، پژوهشگر حقوق اقلیتها و مدرس دانشگاه نیز در کنفرانس «جایگاه زبان مادری در حقوق بین الملل» ضمن قدردانی از کرسی حقوق بشر دانشگاه شهید بهشتی و کارگروه حقوق اقلیت ها بخاطر برگزاری این نشست علمی به مناسبت روز بین المللی زبان مادری گفت: « بیست و یک فوریه / دوم اسفند در واقع یادآور صدای دانشجویان بنگلادشی هست که در سال 1952 برای به رسمیت شناختن زبان مادری شان یعنی زبان بنگالی مبارزه کردند و متأسفانه جان خودشان را از دست دادند و از آن سال، یونسکو این روز را به عنوان یک نماد برای پاسداشت تنوع زبانی و فرهنگی نامگذاری کرد.»
.jpeg)
دکتر بازرگان در ادامه با ذکر تجربه شخصی خود راجع به زبان مادری در یادگیری و علاقمندی به شعر افزود: «ما وقتی از زبان صحبت می کنیم، باید فراموش نکنیم که زبان فقط یک ابزار ارتباطی نیست. زبان با هویت ما، احساس ارزشمندی ما، خلاقیت ما و همین طور که در خاطره من بود با لذت بردن ما گره خورده است. در حقوق بین الملل مجموعه اسنادی وجود دارد که برای حمایت از حقوق زبانی گام های خوبی برداشته اند که ماده 27 میثاق و منشور اروپایی زبان های اقلیت از آن جمله است. گرچه با محتوای این اسناد مشکلی نداریم، نقدی که براساس نظریه درهم تنیدگی به این اسناد مطرح می شود این است که مشکل در روش شناسی دارند و روشی که برای اجرای این اسناد به کار برده شده است، عملا آنها را ناکارآمد می کند.»
دکتر احمد کاظمی دبیر علمی این نشست در جمع بندی پایانی افزود: «موضوع حق بر زبان مادری یکی از موضوعات مهم در حقوق بین الملل اقلیتها می باشد که در برخی از اعلامیه ها و کنوانسیون حقوق بشری به آن پرداخته شده است اما ماهیت و مفهوم این حقوق و حدود و ثغور حقوقی آن در اسناد الزام آور بین المللی مشخص نشده است. در خصوص حوزه های مختلف حقوق بشر همواره یکی از ابهاماتی که وجود دارد، فقدان تعریف حقوقی مفاهیم و تعیین حدود و ثغور آنها می باشد. در خصوص حق بر زبان مادری هم علی رغم اینکه اسناد مهمی مانند منشور اروپایی زبانهای اقلیت یا محلی و اعلامیه جهانی حقوق زبانی، وجود دارد ولی متأسفانه در خصوص ماهیت این حق، اختلاف نظرهایی نیز وجود دارد. وقتی که موضوع حق بر زبان مادری به عنوان یکی از وجوه حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در نظر میگیریم، طبیعتا بحث تعهدات دولت ها در زمینه حق زبان مادری مطرح می شود. برداشت موجود از مجموعه اسناد بین المللی در این خصوص این است که دولت ها متعهد هستند که تناسبی را میان زبان رسمی و ملی با زبان های مادری در نظر بگیرند.»
دکتر کاظمی افزود: «با تصویب اعلامیه 1992 مجمع عمومی سازمان ملل، شاهد تثبیت اقلیت زبانی در حقوق بین الملل و ترویج مباحث مربوط به حق بر زبان مادری هستیم. موضوع زبان مادری با صدور این اعلامیه تثبیت شد. بر همین اساس می شود گفت که بحث حق بر زبان مادری در حقوق بین الملل یک موضوع نوین است که در آغاز یک فرآیند پیچیده حقوقی قراردارد. بخشی از این موضوع برمی گردد به پیچیدگی موضوع زبان و مفهوم آن، تفاوت زبان و گویش و متغیرهای طبیعی و غیر طبیعی تاثیر گذار به زبان؛ بعنوان مثال برآوردی که زبان شناسان دارند، این است که نیمی از حدود 6800 زبان فعال کنونی در دنیا تا پایان قرن جاری از بین خواهند رفت. بخشی از این فرایند، به نوعی در واقع ناشی از پدیده خودکشی زبانی است که در مطالعات دین آچسون مطرح شده است؛ یعنی ما در بحث زبان با دو پدیده خودکشی زبانی و قتل زبانی مواجه هستیم. قتل زبانی معطوف به سیاستهای رسمی است که نمونه های متعددی از آن در اقصی نقاط جهان وجود دارد؛ ولی وقتی که بحث از خودکشی زبانی می شود، یعنی مجموع شرایط و اوضاع و احوال اجتماعی که باعث میشود که گویشوران آن زبان به صورت اختیاری از آن زبان استنکاف و موجب زوال زبان مذکور میشوند. این موضوع، بنوبه خود در بررسی ابعاد بحث حق بر زبان مادری، پیچیدگیهایی را ایجاد میکند، خصوصاً وقتی که رویکرد به موضوع از دایره حقوقی خارج و وارد نگاههای سیاسی بویژه توسط نجریان های واگرا می گردد، مساله پیچیده تر می گردد؛ البته نگاههای سیاسی اولین زیان را به خود گویشوران زبان های اقلیت یا محلی وارد میکند. زیرا که موضوع را از حالت طبیعی حقوقی و فرهنگی آن خارج می سازد.»
رییس کارگروه حقوق اقلیت های مرکز تحقیقات و کرسی حقوق بشر، صلح و دموکراسی دانشگاه شهید بهشتی افزود: «با بررسی اسناد حقوق بینالمللی در خصوص حق بر زبان مادری می توان گفت دولتها در چهار حوزه سیاستگذاری، قانونگذاری، اجراء و نظارت، در حوزه حق بر زبان مادری تعهداتی دارند. بنابراین دولت ها باید مداخله مثبت حقوقی برای صیانت از زبانهای محلی انجام دهند. به همین دلیل نیز در اسناد مربوط به حقوق اقلیت ها و حقوق بشر، بحث آموزش چند فرهنگی و شناسایی متقابل تاریخ و فرهنگ اکثریت تاکید شده است تا مانع ایجاد احساس تبعیض و بروز نفرت پراکنی شود. این جزء تعهدات دولتها است که با یک سیاست متعادل و عاری از نگاههای سیاسی، زمینه احترام متقابل به تاریخ و فرهنگ و زبان اکثریت و اقلیت را فراهم بسازند».
دکتر کاظمی در پایان تاکید کرد: در بحث آموزش به زبان مادری، کنوانسیون چارچوب برای حمایت از اقلیت های ملی در اروپا، تأکید می کند که برای آموزش، درخواستها باید به تعداد کافی باشد و در صورتی که تعداد درخواست ها کافی باشد، دولت باید در حد امکانات خود شرایط را برای آموزش زبان مادری فراهم بکند. کما اینکه ممکن است در مواردی این درخواست آموزش وجود داشته باشد، اما در عمل مشاهده شود که تعداد کسانی که اشتیاق به این آموزش دارند، اندک است. بعنوان مثال در ایران، در دانشگاه تبریز، کرسی زبان و ادبیات ترکی آذری، دایر شد، اما با گذشت زمان تعداد داوطلبان برای آن بشدت کاهش یافت. بنابراین مجموعه ای از عوامل در این موضوع نقش دارند، اما شکی نیست که حق بر زبان مادری و وجوه مختلف حقوق اقلیت ها با موضوع انسجام ملی در جوامع ارتباط دارد؛ برای کشورهایی مثل ایران که تاریخ چندهزار ساله دارند، فرهنگ ها و زبان های محلی نقطه قوت و میراث تمدنی محسوب می شوند و می توان از این موضوعات برای تقویت قدرت نرم و اقتدار ملی کشور استفاده کرد. راهکار این موضوع اجتناب از تاثیرگذاری نگاه های سیاسی به بحث زبان مادری است.»