عنوان کتاب: سدّ ارمنی مسیر توران  

نویسندگان: روبن ملکنیان، واروژان گغامیان  

مترجم: علی محمود رضایی رامشه  

زبان: فارسی

سال انتشار: ۱۴۰۵ 

انتشارات: نگارستان اندیشه  

تعداد صفحات: ۱۴۳ صفحه


درباره کتاب:

کتاب «سد ارمنی مسیر توران؛ مسئله کریدور ادعایی زنگزور» در چهار فصل با عنوان های فصل اول: «نظام‌های جهانی و ژئوپلیتیک قفقاز جنوبی» که اشاره کوتاهی به اهمیت ژئوپلیتیکی قفقاز جنوبی دارد و اینکه مسیرهای ارتباطی در تقویت و تضعیف نظام‌های جهانی در سده‌های مختلف چه جایگاهی داشتند پرداخته است. فصل دوم با عنوان پیدایش ایده مسیر توران و اولین تلاش‌های برای اجرای آن (1914-1921) به جایگاه قفقاز جنوبی از نظر ایده پان‌ترکیسم، فرصت جنگ جهانی اول برای اجرای پان‌ترکیسم و طرح ایده اولیه کریدورها از زمان کمالیست‌ها را بررسی می‌کند؛ فصل سوم با عنوان «مسئله مسیر مغری در روابط ارمنستان و جمهوری آذربایجان در دوران شوروی» به جست و خیزهای شَبَه پان‌ترکیسم در دوران حاکمیت شوروی می‌پردازد. و فصل چهارم با عنوان «عنوان جدید برنامه قدیمی پان‌ترکی(کریدرو ادعایی زنگزور)» به بررسی زمان شروع طرح کریدور ادعایی زنگزور، گاه شماری تحول واژه کریدور در رسانه‌های ترکی و فراسوی ارمنستان، ایران و خطر تورانی را بررسی می‌کند.

در این کتاب منشأ پیدایش، تحول و تلاش‌ها برای اجرای ایده کریدور ادعایی زنگزور، مهم‌ترین برنامه سیاسی پان ترکی در دوران مختلف از ابتدای قرن بیستم تا امروز، جایگاه و نقش آن در عرصه سیاسی و ایدئولوژی ترکیه و جمهوری آذربایجان و چارچوب ژئوپلیتیک آن ارائه شده و تهدیدات آشکار و پنهان ارتباط زمینی پان ترکی بررسی شده است. نویسندگان در دیباچه کتاب، هدف خود را چنین ترسیم می‌کنند: «ما در این کتاب تلاش کرده‌ایم تا منشأ، تحولات و تلاش‌ها برای اجرای مهم‌ترین ایده پان ترکی تحت عنوان کریدور ادعایی زنگزور را در دوران مختلف از اوایل قرن بیستم تاکنون و همچنین معنای ضمنی ژئوپلیتیک آن را ارائه دهیم. همچنین هدف ما این است تا جایگاه و نقش آن در تفکر سیاسی ترکیه و جمهوری آذربایجان را نشان دهیم. این امر به ما کمک می‌کند تا منطق اقدامات و اظهارات آن دولت‌ها و عواقب ناشی از آن را به صورت همه‌جانبه مد نظر قرار دهیم. 

از منظر کتاب، موضوع «کریدور ادعایی زنگزور» در سال‌های اخیر از یک بحث صرفاً مربوط به حمل‌ونقل و ارتباطات منطقه‌ای فراتر رفته و به یکی از محورهای اصلی رقابت‌های ژئوپلیتیکی در قفقاز جنوبی تبدیل شده است. مسیر مورد بحث، ارتباط جغرافیایی میان جمهوری آذربایجان و جمهوری خودمختار نخجوان را از طریق جنوب ارمنستان دنبال می‌کند؛ مسیری که تحقق آن می‌تواند بر شبکه‌های حمل‌ونقل، تجارت، موازنه قدرت و جایگاه کشورهای منطقه تأثیرگذار باشد. بر همین اساس نویسندگان تلاش می‌کنند موضوع را صرفاً به یک پروژه حمل‌ونقلی محدود نکنند، بلکه آن را در چارچوب تحولات تاریخی قفقاز جنوبی، روابط ترکیه و جمهوری آذربایجان و اندیشه پان‌ترکیسم و «توران» تحلیل کنند.

نویسندگان با تأکید بر پیشینه تاریخی این ایده، به روشنی تفاوت آن را با یک پروژه صرفاً اقتصادی نشان می‌دهند: «با در نظر گرفتن وقایع و روندهایی که بیش از یک قرن به طول انجامیده، با اطمینان می‌توان گفت که کریدور ادعایی زنگزور یکی از مهم‌ترین اهداف سیاسی و استراتژیک ترکیه و جمهوری آذربایجان است که آن دولت‌ها برای اجرای آن در قرن بیستم و بیست و یکم، هیچ فرصتی را از دست نداده‌اند ولی به دلایل مختلف نتوانسته‌اند به هدف غائی خود برسند.  یکی از نکات محوری کتاب این است که نویسندگان، موضوع زنگزور را صرفاً یک پروژه اقتصادی یا ترانزیتی نمی‌بینند. آنان تلاش می‌کنند منشأ پیدایش، تحول تاریخی و تلاش‌های صورت‌گرفته برای تحقق ایده این کریدور را از ابتدای قرن بیستم تا دوره معاصر دنبال کنند. در این چارچوب، کتاب مسئله کریدور ادعایی زنگزور را با تحولات مربوط به پان‌ترکیسم، ایده «توران»، سیاست خارجی ترکیه و جمهوری آذربایجان و تلاش برای ایجاد پیوند جغرافیایی میان مناطق ترک‌زبان مرتبط می‌کند.

بخش مهمی از تحلیل کتاب به بررسی مناسبات ترکیه و جمهوری آذربایجان و اهداف آنها در زمینه ایجاد یک ارتباط زمینی پیوسته اختصاص دارد. نویسندگان این موضوع را در پیوند با تحولات تاریخی و ایدئولوژیک مرتبط با پان‌ترکیسم بررسی می‌کنند. در همین زمینه، کتاب به دیدگاه‌هایی اشاره می‌کند که پس از جنگ ۴۴روزه قرا‌باغ درباره ضرورت اتصال زمینی ترکیه و جمهوری آذربایجان مطرح شد. چنانکه در یکی از نمونه‌های مورد استناد در معرفی کتاب، باشبوق، رئیس سابق ستاد کل نیروهای مسلح ترکیه، این مسیر را اجرای خواسته مهم آتاترک برای ایجاد دروازه ترکی توصیف کرده است. البته اهمیت کتاب در این نیست که صرفاً این دیدگاه‌ها را نقل کند؛ بلکه تلاش می‌کند آنها را در یک چارچوب تاریخی و ژئوپلیتیکی گسترده‌تر قرار دهد و ارتباط آنها را با تحولات قفقاز جنوبی مورد بررسی قرار دهد.

کتاب با مرور ریشه‌های تاریخی این ایده در دوره امپراتوری عثمانی، نشان می‌دهد که چگونه نخبگان عثمانی پس از جنگ‌های بالکان، پان‌ترکیسم را به عنوان محور سیاست خارجی خود برگزیدند. در این زمینه، نویسندگان به هدف راهبردی آن دوره اشاره می‌کنند: «قفقاز جنوبی، به عنوان منطقه‌ای که اقشاری از ساکنان آذری‌زبان و مسلمان را در خود جای داده بود، هدف اول راهبرد پان‌ترکیسم بود که پس از آن می‌بایست به سمت منطقه فراخزر و یا آسیای مرکزی گسترش می‌یافت.» همچنین در تشریح برنامه نظامی عثمانی، به نقل از انور پاشا، فرمانده عثمانی، آمده است: «ما دو مسیر پهن می‌خواهیم که به ارتش‌های ما فرصت بدهد پیشروی و از خود دفاع کند. یک مسیر، قارص-آخالکالاکی-بورچالی-قزاق است که به گنجه ختم می‌شود و دیگری از مسیر شرور-نخجوان-زنگزور به جلگه کورا می‌رود.» این مسیر جنوبی، همان کریدوری است که امروزه تحت عنوان ادعایی «زنگزور» پیگیری می‌شود.

نویسندگان در ادامه به بررسی دوره اتحاد جماهیر شوروی می‌پردازند و نشان می‌دهند که چگونه مقامات آذربایجان شوروی طی دهه‌ها به‌صورت مداوم برای احداث جاده از مسیر مغری (جنوب سیونیک) تلاش کردند. در این بخش، کتاب با استناد به یادداشت‌های کارن دمیرجیان، دبیر اول کمیته مرکزی حزب کمونیست ارمنستان شوروی، نشان می‌دهد که چگونه مقامات ارمنی در برابر این فشارها مقاومت کردند. دمیرجیان در یادداشت ۱۵ ژوئن ۱۹۸۳ می‌نویسد: «باقروف مسئله مربوط به جاده از مغری را مطرح کرده است. من پیشنهاد را نپذیرفتم چون از نظر استراتژیک اشتباه بود.» همچنین نویسندگان به تلاش‌های حیدر علی‌اف در این زمینه اشاره کرده و از قول دمیرجیان نقل می‌کنند که علی‌اف به او گفته بود: «کارن من از تو برادرانه درخواست می‌کنم موافقت کنی که طبق طرح خود جاده را بسازیم. پشیمان نمی‌شوی. من خوبی بزرگی در حق تو خواهم کرد.» و دمیرجیان در پاسخ گفته بود: «نه در این صورت من نمی‌توانم جواب مردم‌مان را بدهم.»

یکی از نقاط قوت کتاب، تحلیل دقیق رویداد کی‌وست (۲۰۰۱) و توافقی است که میان روبرت کوچاریان و حیدر علی‌اف تقریباً به امضا رسیده بود اما در لحظه آخر توسط علی‌اف رد شد. نویسندگان به نقل از وارتان اوسکانیان، وزیر خارجه سابق ارمنستان، محتوای آن سند را چنین توصیف می‌کنند: «در آن زمان صحبت به واگذاری قراباغ و بخشی از لاچین تحت حاکمیت ارمنستان مربوط می‌شد. به این معنا که ارمنستان و قراباغ کوهستانی باید یک دولت می‌شدند و آذربایجان تنها باید این حق را به دست می‌آورد که از قلمرو ارمنستان با نخجوان ارتباط ایجاد کند.» همچنین کوچاریان در خاطرات خود به صراحت اعلام کرده که پیشنهاد معاوضه مغری با قراباغ را «به دلیل از دست دادن مرز با ایران به صورت کامل غیر قابل قبول» می‌دانست.

کتاب در فصل چهارم به بررسی دوره پس از جنگ ۲۰۲۰ و تلاش‌های ترکیه و جمهوری آذربایجان برای گشایش کریدور می‌پردازد. نویسندگان نشان می‌دهند که چگونه ترکیه و جمهوری آذربایجان با سوءاستفاده از بند نهم بیانیه ۹ نوامبر ۲۰۲۰، واژه «کریدور» را به صورت ساختگی وارد ادبیات سیاسی کردند. در این زمینه، به اذعان خود الهام علی‌اف اشاره می‌شود که در مصاحبه‌ای پذیرفت: «در بیانیه سه‌جانبه صحبتی از کریدور ادعایی زنگزور وجود ندارد و اینکه خودش این اصطلاح را به واژگان ژئوپلیتیک وارد کرده است.

کتاب همچنین به تهدیدات آشکار مقامات آذربایجانی در صورت عدم تحقق کریدور اشاره می‌کند. الهام علی‌اف در تاریخ ۵ مارس ۲۰۲۱ اعلام کرد: «ارمنستان امروز از همکاری خودداری و تلاش می‌کند تا از اجرای کریدور زنگزور ممانعت کند ولی موفق نمی‌شود. ما آن‌ها را مجبور می‌کنیم، مجبور.» و در اظهارات دیگری تأکید کرده بود: «ارمنستان بخواهد یا نخواهد ما کریدور زنگزور را اجرایی می‌کنیم. اگر بخواهد بنابراین راحت‌تر حل می‌کنیم و اگر نخواهد از طریق زور.

بخش مهم دیگر کتاب، بررسی ابعاد پان‌ترکیستی این پروژه است. نویسندگان نشان می‌دهند که کریدور ادعایی زنگزور در روایت رسمی ترکیه و جمهوری آذربایجان نه تنها به عنوان یک مسیر ترانزیتی، بلکه به عنوان حلقه‌اتصال «جهان ترک» و تحقق «توران» معرفی شده است. در این زمینه، کتاب به سرمقاله روزنامه‌های ترکی مانند «جهان ترک به هم می‌پیوندد» (روزنامه آکشام، ۲ دسامبر ۲۰۲۰) و «با یک کریدور در اقیانوس آرامیم» (روزنامه صباح، ۲ دسامبر ۲۰۲۰) اشاره می‌کند که کریدور را به عنوان پل ارتباطی ترکیه با آسیای مرکزی و حتی اقیانوس آرام ترسیم می‌کردند. همچنین به بیانیه اجلاس سازمان دولت‌های ترک در سال ۲۰۲۱ اشاره شده که در آن کشورهای عضو توافق کردند «در کوتاه‌ترین زمان به تلاش‌های جمهوری آذربایجان در زمینه اجرایی کردن کریدور زنگزور کمک کنند.

کتاب با بررسی رویکرد جمهوری اسلامی ایران نسبت به کریدور ادعایی زنگزور، به بخش مهمی از تحلیل خود می‌رسد. نویسندگان که برای این بخش پژوهش میدانی در ایران انجام داده‌اند، نشان می‌دهند که ایران با درک ابعاد پان‌ترکیستی این پروژه، آن را خط قرمز خود می‌داند. در این زمینه، به اظهارات مکرر رهبر شهید جمهوری اسلامی ایران آیت‌الله علی خامنه‌ای اشاره می‌شود که در سال‌های ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۵ شخصاً به این مسئله پرداخته و تأکید کرده‌اند: «جمهوری اسلامی هیچ‌گاه این سیاست و برنامه‌ها که باعث بسته شدن مرز بین ایران و ارمنستان بشود را تحمل نخواهد کرد چرا که این یک مسیر ارتباطی هزار ساله است.» همچنین به اظهارات عباس عراقچی وزیر امور خارجه ایران در سپتامبر ۲۰۲۴ اشاره می‌شود که کریدور ادعایی زنگزور را «خط قرمز» ایران دانسته و به هر تغییری در آن زمینه «پاسخ سختی» خواهد داد. نویسندگان به تأسیس کنسولگری ایران در قاپان (اکتبر ۲۰۲۲) و برگزاری رزمایش‌های نظامی در امتداد مرز ارمنستان و ایران نیز به عنوان اقدامات عملی ایران در این زمینه اشاره می‌کنند.

نویسندگان در بخش پایانی کتاب، به ماهیت چندلایه تهدید کریدور ادعایی زنگزور اشاره می‌کنند و می‌نویسند: «هدف اصلی، پیوند جهان ترک از طریق ارتباط زمینی است که می‌توان حتی آن را به نوعی ایجاد توران مجازی عنوان کرد. یکی از اهداف آن مسیر، نابودی ارمنستان به عنوان یک عامل و یا حتی یک کشور است چرا که در عمق عنوان کریدور ادعایی زنگزور، اشغال کل سیونیک برنامه‌ریزی شده و وجود کامل دولت ارمنی بدون سیونیک غیر ممکن است. برنامه پان ترکی و مشخصاً کریدور زنگزور تهدیدات جدی‌ای را برای دست‌کم دو کشور منطقه‌ای از جمله ایران و روسیه در بر خواهد داشت.» همچنین به اذعان اردوغان در ژوئن ۲۰۲۳ اشاره می‌شود که گفته بود: «کریدور زنگزور مسئله با ارمنستان نیست. کریدور زنگزور مسئله با ایران است.»

کتاب در سخن پایانی خود، ضمن تأکید بر ماهیت پان‌ترکیستی کریدور، خطرات آن را برای ثبات منطقه یادآور می‌شود و تأکید می‌کند: «این برنامه که به صورت آشکار ماهیت پان ترکی دارد نه تنها قدمی برای کمک به صلح و ثبات نخواهد بود بلکه شرایط مناقشه‌زای جدیدی ایجاد خواهد کرد. مطالعه تجربه تاریخی در مسئله کریدورها امکان می‌دهد که نه تنها خطرات ناشی از آن برنامه درک شود بلکه اقدامات بعدی و اقدامات عملیاتی برای مقابله و خنثی‌سازی اندیشیده شود.»

یکی از دلایل اهمیت این کتاب برای مخاطب ایرانی، ارتباط مستقیم موضوع با موقعیت ژئوپلیتیکی شمال‌غرب ایران است. مرزهای ایران با ارمنستان و جمهوری آذربایجان، مسیرهای سنتی ارتباطی ایران با قفقاز و جایگاه کشور در شبکه‌های ترانزیتی منطقه، همگی در ارتباط با این بحث قرار می‌گیرند. از این منظر، مطالعه کتاب می‌تواند به طرح پرسش‌هایی اساسی کمک کند: اگر ساختار ارتباطی جدیدی در قفقاز جنوبی شکل بگیرد، نقش ایران در معادلات ترانزیتی منطقه چه خواهد شد؟ آیا مسیرهای جدید می‌توانند جایگاه برخی مسیرهای موجود را کاهش دهند؟ تغییر موازنه ارتباطی منطقه چه تأثیری بر امنیت و منافع اقتصادی کشورهای پیرامونی خواهد داشت؟ و مهم‌تر از همه، آیا مسئله زنگزور صرفاً یک پروژه ترانزیتی است یا بخشی از یک تغییر ژئوپلیتیکی بزرگ‌تر علیه ایران است؟

کتاب «سدّ ارمنی مسیر توران» با رویکردی بین‌رشته‌ای و با تکیه بر اسناد تاریخی، خاطرات و یادداشت‌های مقامات ارمنی دوره شوروی، تحلیل‌های سیاسی و پژوهش میدانی در ایران، تصویری جامع از پیشینه، ابعاد و پیامدهای کریدور جعلی زنگزور ارائه می‌دهد. این اثر برای پژوهشگران روابط بین‌الملل، ژئوپلیتیک، تاریخ قفقاز و سیاست خارجی ایران، منبعی ارزشمند محسوب می‌شود.


در قسمت «سخن پایانی کتاب» آمده است: 

«بعد از سال ۲۰۲۰ در قفقاز جنوبی وضعیت جدیدی ایجاد شد که هنوز به مرحله قطعی و نهایی نرسیده است. این منطقه که در نقطه اوج برخورد منافع قدرت‌های منطقه و بازیگران جهانی قرار دارد در آینده باز دچار تغییر خواهد شد و مرحله دیگری از بازی بزرگ منطقه‌ای را رقم خواهد زد. پیش‌بینی نتایج و یا روند این رقابت ژئوپلیتیک دشوار است، لیکن آشکار است که وضعیت موجودی که پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی ایجاد شده بود، دیگر وجود ندارد. در این فضای متغیر و در مبارزه رقابت منطقه‌ای، هر بازیگری شدیداً به دنبال منافع مشخص خود است.در این کتاب ما یکی از اولویت‌های منطقه‌ای ترکیه و جمهوری آذربایجان (و شاید اصلی‌ترین اولویت) را نشان داده‌ایم که کریدور (ادعایی) زنگزور ابزار اصلی آن است. با بررسی آن موضوع در چارچوب سیاست خارجی عمل‌گرایانه و تفکر سیاسی ترکیه، می‌توان گفت که برنامه کریدور (ادعایی) زنگزور از داشتن جنبه لجستیکی و حمل‌ونقلی فاصله بسیار زیادی دارد. کریدور (ادعایی) زنگزور اهمیت اقتصادی ناچیزی دارد و یا فاقد چنین اهمیتی است و با ماهیت سیاسی‌اش، یک ابتکار استراتژیک با اهداف چندلایه محسوب می‌شود. هدف اصلی، پیوند جهان ترک از طریق ارتباط زمینی است که می‌توان آن را حتی به نوعی ایجاد (توران مجازی) عنوان کرد. در لفاظی ترکیه همچنین اصطلاح (مسیر ارتباطی آناتولی به باصطلاح ترکستان) رایج است. یکی از اهداف آن مسیر، نابودی ارمنستان به عنوان یک عامل و یا حتی یک کشور است چراکه در عمق عنوان کریدور (ادعایی) زنگزور، اشغال کل سیونیک برنامه‌ریزی شده و وجود کامل دولت ارمنی بدون سیونیک غیرممکن است. برنامه پان‌ترکی و مشخصاً کریدور زنگزور تهدیدات جدی‌ای را برای دست‌کم دو کشور منطقه‌ای از جمله ایران و روسیه در بر خواهد داشت. با توجه به مفاد دشمنانه پان‌ترکیسم در قبال آن کشورها و همچنین شرایط مشخص دموگرافی، می‌توان تصور کرد که اجرای برنامه کریدور (ادعایی) زنگزور همانند بمبی در پایه دولت های ایران و روسیه خواهد بود. شایان ذکر است که علی‌رغم سیاست اجرایی پیگیر ترکیه نسبت به دولت‌های ترک‌زبان آسیای مرکزی، در هر حال درک آن دولت ها و جوامع از فرهنگ در حال توسعه و منحصر به فرد خود، از جمله موانع پیروزی پان‌ترکیسم می باشد. شواهد نشان می‌دهد که به‌ویژه جمهوری اسلامی ایران، مخالف برنامه کریدور است و این حاکی از درک مشخص خط پان ترکی از طرف آن کشور است. این در حالی است که هر چقدر هم که مساله کریدور (ادعایی) زنگزور برای  ایران خط قرمز باشد، چنانچه ارمنستان در این زمینه اقدام جدی نکند، احتمال تکرار سناریوی سوریه بشار اسد بعید نخواهد بود. این برنامه که به صورت آشکار ماهیت پان‌ترکی دارد نه تنها قدمی برای کمک صلح و ثبات نخواهد بود بلکه شرایط مناقشه‌زای جدیدی ایجاد خواهد کرد. مطالعه تجربه تاریخی در مساله کریدورها امکان می‌دهد که نه تنها خطرات ناشی از آن برنامه درک شود، بلکه اقدامات بعدی و اقدامات عملیاتی برای مقابله و خنثی‌سازی آن نیز اندیشیده شود. وقایع سده های گذشته مشخصاً نشان می‌دهد که هرگونه مبارزه مدبرانه، پیگیر، مصرانه ولو در حد منابع کم در این مساله، نتایج لازم را به همراه خواهد داشت.»

جهت تهیه این اثر به انتشارات نگارستان اندیشه مراجعه بفرمایید: 

آدرس انتشارات نگارستان اندیشه: تهران خیابان وحید نظری بین فخر رازی و فروردین بن بست فرزانه پلاک11

تلفن: 66435416

نمابر: 66942542

تلگرام و واتساپ: 09334696211

info@napub.ir  


https://irrcmr.com/post/1081