دوران باستان (مقابله ایرانیان با حمله اسکندر مقدونی)
ایستادگی آریوبرزن در تنگههای پارس : پس از شکستهای ارتش هخامنشی، آریوبرزن (ساتراپ پارس) به همراه سپاهیانی از مردم بومی منطقه فارس و همچنین لرها و بختیاری که با جغرافیای کوهستانی آشنا بودند، در تنگه دربند پارس کمین کرد و پیشروی اسکندر را برای مدتی متوقف ساخت. به همین دلیل حمله اسکندر مقدونی به ایران که از سال ۳۳۴ پیش از میلاد آغاز شده بود، حدود یک دهه، تا سال ۳۲۸ پیش از میلاد، به طول انجامید. این مقاومت نشان داد که غیرت دفاعی ایرانیان حتی در واپسین روزهای هخامنشی زنده بوده است. همچنین اقوام بومی زاگرس مانند لرها، بختیاریها و کردها با بهرهگیری از تنگههای صعبالعبور، سپاه اسکندر را زمینگیر کردند و هرگز کاملاً مغلوب نشدند.
قیام اسپیتامن در شرق ایران : مردم سغد و باختر (نیاکان تاجیکها و خراسانیهای شرقی) به رهبری اسپیتامن، پس از سقوط تخت جمشید در حمله وحشیانه اسکندر مقدونی، مقاومتی دو ساله در برابر مقدونیان کردند. این پایداری زمینهساز اخراج نهایی یونانیان از ایران شد.
شگرد سیاسی آتروپات در آذربایجان : آتروپات، سردار ماد، پس از مرگ اسکندر، با تدبیر سیاسی، منطقه ماد کوچک (آذربایجان کنونی) را از سلطه سلوکیان خارج کرد. در این مقاومت، مادها (نیاکان کردها و آذریها) نقش اصلی داشتند.
نبرد حماسی حرّان
پیروزی سورنا در حرّان : در نبرد حرّان که در سال 53 قبل از میلاد روی داد، سورنا (از خاندان سورن که پایگاهشان سیستان و بلوچستان بود) با سوارهنظام کمانداری که عمدتاً از مردم سیستان و مناطق شرقی ایران گرد آمده بودند، لژیونهای روم را در هم شکست. این پیروزی با نیرویی کمتر از دشمن (10 هزار ایرانی در مقابل 43 هزار رومی)، گواه شجاعت و تدبیر نظامی فرماندهان ایرانی و انسجام گسست ناپذیر اقوام ایرانی در دفاع از کیان ایران است. قوم سیستانی (ساکایی) را دارای بیشترین نقش در این پیروزی تاریخی دانست؛ هرچند نیروهایی از دیگر بخشهای شاهنشاهی اشکانی، از خراسان تا میانرودان، نیز در کنار سپاه سورنا حضور داشتند.
مقاومت های جانانه ایرانیان در دوران حمله مغول
مقاومت شهرهای مرزی: مردم اترار و خوارزم (ترکمنها، ازبکها، سغدیان و تاجیکها) ماهها در برابر مغولان ایستادگی کردند و در گرگانج تا حدی مقاومت کردند که مغولان مجبور شدن برای تصرف این شهر مسیر رودخانه را تغییر دهند.
سد اقوام ایرانی در خراسان در مقابل مغولان : جلالالدین خوارزمشاه با سپاهی از غزان (ترکمنها)، سغدیان، افغانها و کردها بیش از یک دهه مقاومت کرد و مردم خراسان با استقبال پرشور از او، پشتیبان معنوی این نهضت بودند.
مقاومت جانانه اردبیل در دفع حملات مغولان : مردم اردبیل سه بار در برابر مغولان شورش کردند و مغولان در این منطقه سختترین شکستها را متحمل شدند. پس از سقوط نهایی شهر، قتلعام گستردهای رخ داد، اما این شهر بعدها خاستگاه دودمان صفوی شد.
قیام سربداران خراسان : یک قرن پس از حمله مغول، مردم خراسان (تاجیکها، کردها و ترکمنها و دیگر اقوام ایرانی) با شعار «سر به دار میدهیم، تن به ذلت نمیدهیم» قیام کردند و بخش بزرگی از خراسان را از سلطه مغول آزاد ساختند.
نقش قزلباشان و حماسه خیزش تبریزی ها در دفع حمله عثمانی در دوران صفویه
در پی نبرد چالدران 1514 میلادی، آذری های غیور ایرانی با همراهی کردها و لرها و سپاه قزلباش صفوی (شامل طوایف شاملو، استاجلو، تکلو، قاجار و...) در برابر عثمانی ایستادند. پس از شکست، مردم تبریز با مقاومت سرسختانه، اشغالگران عثمانی را وادار به ترک شهر کردند و نشان دادند که حتی در سختترین شرایط، اراده ملی اجازه تسلط دشمن را نمیدهد.
نقش اقوام ایرانی در نبردهای نادرشاه افشار: نادرشاه با تکیه بر قبایل مختلف ایرانی از جمله عشایر کُرد، ترک، و بختیاری، ارتشی قدرتمند ساخت که توانست علاوه بر سرکوب متجاوزان شرقی و غربی (همچون عثمانیها)، مرزهای ایران را تا حدود امپراتوریهای باستان تثبیت کند و از تجزیه کشور جلوگیری نماید.
سلحشوری های اقوام ایرانی در جنگ ها با روسیه تزاری
برخلاف روایتهای قومگرایانه، در دو دوره جنگ میان ایران و روسیه (1803ـ1813 و 1826ـ 1828) مقاومت در برابر توسعه طلبی روسیه تزاری تنها محدود به آذربایجان نبود. لرها، کردها، گیلکها، مازندرانیها و خراسانیها همگی در این جنگها حضور داشتند. فتوای جهاد را علمای اصفهان، کاشان، قم، یزد و شیراز نیز صادر کردند و نیروهایی از سمنان، دامغان و خراسان به جبهه قفقاز اعزام شدند. مردم گیلان نیز با مقاومت محلی، از تصرف سواحل خود جلوگیری کردند. این دفاع، حاصل بسیج سراسری ایرانیان از خراسان تا گیلان بود.
خودآگاهی و همبستگی اسلامی اقوام ایران در دفع تجاوزات خارجی پس از انقلاب اسلامی
در هشت سال دفاع مقدس، همه اقوام ایرانی (کرد، لر، بلوچ، آذری، عرب، بختیاری، گیلک، مازندرانی و ترکمن) با وحدتی کمنظیر در برابر متجاوزان بعثی ایستادند. اقلیتهای دینی (مسیحی، کلیمی و زرتشتی) نیز در این دفاع وطنی حضور داشتند و شهید دادند. زنان و نوجوانان از استانهای مختلف حماسهآفرینی کردند. اگرچه در جبهههای جنوب نقش عرب های ایران و در جبهه های غرب نقش کردها برجستهتر بود، اما این جنگ نماد حضور و همبستگی ملی تمامی اقوام ایرانی از بلوچ ها و سیستانی ها در منتهی الیه جنوب شرق ایران گرفته تا خراسانی ها در منتهی الیه شمال شرق و ترکمن ها و مازنی ها و گیلک ها و آذری ها و تمامی اقوام و طوایف ساکن در استان های مرکزی و جنوبی ایران بود و هیچ قومی را نمیتوان از این حماسه تاریخی – سرزمینی جدا دانست.
حماسه سازی های مدافعان حرم در جنگ با داعش در سوریه و عراق
حضور داوطلبانه از سراسر ایران بارزترین ویژگی حماسه سازی مدافعان حرم بوده است. رزمندگانی از همه استانها (همدان، کرمانشاه، اصفهان، خراسان، مازندران، آذربایجان، فارس، خوزستان، سیستان و بلوچستان، کردستان و...) با فرماندهی سردار سلیمانی (از کرمان) در برابر داعش ایستادند. در این جنگ سرنوشت ساز، شهید قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه، نقش کلیدی در سازماندهی و هماهنگی نیروهای مدافع حرم از اقوام ایرانی و همچنین ملیتهای مختلف از منطقه داشت که به تعبیر رهبر شهید انقلاب اسلامی، این مدافعان حرم، خطر بزرگ تروریسم تکفیری را از منطقه و بهویژه از ایران دور کرد.
جلوه های نوین همبستگی ملی اقوام ایرانی در جنگهای 12 و 40 رژیم اسرائیل و آمریکا علیه ایران
جنگهای 12 و 40 رژیم اسرائیل و آمریکا علیه ایران در خرداد و اسفند سال 1404 نشان داد که رزمندگان پایگاههای موشکی در آذربایجان، اصفهان و کرمانشاه و بخصوص مردمان طوایف جنوبی ایران، دفاعی هماهنگ را رقم زده اند. به نحوی که تحلیلگران بینالمللی اذعان دارند که بازدارندگی ایران تنها به توان نظامی محدود نیست، بلکه بر «اراده ملی» ایرانیان استوار است که مبتنی بر سلحشوری و وطن دوستی همه اقوام ایرانی می باشد.
فرجام سخن: سلحشوری و جانبازی در دفاع از وطن؛ ویژگیهای مشترک تمامی اقوام ایرانی
پایداری و بقای ایران زمین در طول هفت هزار سال مدیون مقاومت اقوام گوناگون است که ملت واحد و تاریخی ایران را تشکیل داده اند. ایرانیان هرگز تسلیم همگونسازی فرهنگی مهاجمان نشده و همچون اقیانوسی که از قدرت بالای خودپالایی برخوردار است، آنان را در خود هضم کرده است. در سپاه سورنا، آتروپات، و سربداران تا قزلباشها، رزمندگان دفاع مقدس و مدافعان حرم، همه اقوام در دفاع از میهن متحد بودهاند. این روحیه جنگاوری و سلحشوری ایرانیان در برابر متجاوزان بروز یافته، نه برای تهاجم به دیگران؛ چرا که تمدن ایرانی پیام آور صلح، عدالت و نوع دوستی بوده و هست. این روحیه در نسلهای مختلف پایدار بوده است. روحیه سلحشوری برای صیانت از هویت و سرزمین ایران زمین، میراثی مشترک میان همه اقوام ایرانی (از آذربایجان تا سیستان و بلوچستان، از کردستان تا خوزستان و خراسان) است و در سختترین لحظات تاریخی، همواره وحدتآفرین و مایه افتخار این سرزمین کهن بوده است.