محورهای اصلی این نشست عبارت بودند از ضرورت تفکیک مفهومی میان «مهاجر»، «پناهجو» و «پناهنده»، الزامات برخاسته از اسناد حقوق بین‌الملل، و چالش‌های اجرایی ناظر بر سیاست‌گذاری مهاجرت در نظام حقوقی داخلی ایران.

دکتر احمد کاظمی، رییس کارگروه حقوق اقلیت ها در کرسی حقوق بشر، صلح و دموکراسی دانشگاه شهید بهشتی و دبیر علمی این نشست، در سخنان افتتاحیه با اشاره به فعالیت‌های کارگروه حقوق اقلیت‌ها در کرسی حقوق بشر، صلح و دموکراسی دانشگاه شهید بهشتی، بر لزوم بررسی حقوقی دقیق وضعیت اتباع افغانستانی مقیم ایران تأکید کرد و با تبیین جایگاه نظام حقوق بین‌الملل مهاجرت، خاطرنشان ساخت که مفاهیم «مهاجر»، «پناهجو» و «پناهنده» هر یک واجد آثار و تکالیف حقوقی متمایزی هستند و تفکیک دقیق این مفاهیم، پیش‌شرط هرگونه تحلیل حقوقی معتبر در این حوزه به شمار می‌رود. وی همچنین با استناد به کنوانسیون ۱۹۵۱ راجع به وضعیت پناهندگان و پروتکل الحاقی ۱۹۶۷ آن، تصریح کرد که ارزیابی وضعیت حقوقی مهاجران افغانستانی در ایران مستلزم مطالعه توأمان اسناد بین‌المللی و مقررات داخلی است.

دکتر محمدعلی بهمنی قاجار، دکترای حقوق بین‌الملل دانشگاه تهران و وکیل پایه یک دادگستری ، نویسنده کتاب «ایران و افغانستان از یگانگی تا تعیین مرزهای سیاسی» در سخنرانی خود به تحلیل ابعاد حقوقی تابعیت، اقامت، اشتغال و دسترسی به خدمات بهداشتی برای اتباع افغانستانی در ایران پرداخت و بر ضرورت تفکیک وضعیت‌های حقوقی گوناگون این جامعه تأکید کرد. 

دکتر بهمنی قاجار گفت به‌کارگیری عناوین کلی و یکسان برای گروه‌های متفاوت اتباع خارجی، بدون لحاظ تفاوت‌های حقوقی میان آنان، به اختلاط مفهومی و دشواری در تعیین دقیق حقوق و تکالیف هر گروه می‌انجامد؛ از این‌رو تفکیک میان «مهاجر»، «پناهجو»، «پناهنده» و سایر دسته‌بندی‌های اتباع خارجی صرفاً یک بحث نظری نیست، بلکه مبنای عملی تعیین حقوق، تکالیف و مسئولیت متقابل فرد و دولت است.

دکتر بهمنی قاجار در ارزیابی رویکرد جمهوری اسلامی ایران نسبت به مهاجران افغانستانی اظهار داشت که برخی ناظران و از جمله برخی صاحب‌نظران افغانستانی بر این باورند که سیاست ایران در مقاطعی با استانداردهای مقرر در کنوانسیون‌های پناهندگی فاصله داشته است؛ اما سیاست ایران در مجموع نسبت به این جمعیت هم خانمان ایرانیان، در بسیاری موارد از الزامات حداقلی نظام بین‌المللی حقوق پناهندگان فراتر رفته و رویکردی گشاده‌دستانه‌تر و در تراز اشتراکات تمدنی و دینی داشته است. 

وی با به‌کارگیری تعابیری چون «هم‌خاندان» یا «هم‌خانمان» برای توصیف افغانستانی‌های مقیم ایران، استدلال کرد که مناسبات میان این جمعیت و جامعه ایرانی را نمی‌توان صرفاً در چارچوب یک رابطه حقوقی میان دولت و اتباع بیگانه تحلیل کرد، چرا که پیوندهای تاریخی و فرهنگی عمیقی میان طرفین وجود دارد.

دکتر بهمنی قاجار در تبیین خاستگاه تاریخی این پدیده به مهاجرت گسترده افغانستانی‌ها پس از تهاجم شوروی به افغانستان اشاره کرد و گفت که هرچند وضعیت حقوقی این افراد از منظر حقوق بین‌الملل در چارچوب مفاهیم «پناهجو» و «پناهنده» قابل تحلیل است، در گفتمان ایرانی و حتی در میان خود افغانستانی‌ها عنوان «مهاجر» رواج یافته که برگرفته از تاریخ صدر اسلام و فراتر از یک اصطلاح صرفاً حقوقی است و کاربرد عنوان مهاجر برای افغانستانی ها در ایران متأثر از بستری دینی، اخلاقی، تاریخی و عاطفی بوده و صرفاً بار حقوقی نداشته است.

دکتر فاطمه اشرفی، پژوهشگر سیاست‌گذاری‌های مهاجرت و پناهندگی در سخنرانی خود با عنوان «آسیب‌شناسی مهاجرت و پناهندگی در ایران» بر ضرورت کاربرد دقیق و منسجم مفاهیم حقوقی در تحلیل مسائل مهاجرت و پناهندگی تأکید کرد. وی مهاجرت اجباری را پدیده‌ای صرفاً داخلی ندانست و آن را در زمره چالش‌های منطقه‌ای و بین‌المللی معاصر ارزیابی کرد که با توجه به موقعیت ژئوپلیتیک ایران و سابقه چند دهه‌ای این کشور در پذیرش جمعیت‌های مهاجر از همسایگان، پیچیدگی خاصی یافته است. وی افزود که مهاجرت از افغانستان به ایران، تحت تأثیر تحولات سیاسی و امنیتی متعدد در آن کشور، در قالب موج‌های گوناگون و با ویژگی‌های متمایز رخ داده است.

دکتر اشرفی با طرح مفهوم «ظرفیت‌های زیستی» کشورها، این مفهوم را یکی از عوامل تعیین‌کننده در سیاست‌گذاری مهاجرتی معرفی کرد و برشمرد که کشورها در تدوین سیاست‌های مهاجرتی و پناهنده‌پذیری، متغیرهایی همچون وسعت سرزمینی، منابع طبیعی، جمعیت، و ظرفیت‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را مورد ارزیابی قرار می‌دهند. به گفته وی، اولویت نخست دولت‌ها معمولاً حفظ ظرفیت‌ها و منافع جامعه میزبان است و تصمیم درباره میزان و شیوه پذیرش مهاجران و پناهندگان بر همین اساس اتخاذ می‌شود؛ افزون بر این، مؤلفه‌های فرهنگی، ملی و زبانی نیز در شکل‌دهی به سیاست‌های متفاوت دولت‌ها در این حوزه نقش دارند.

دکتر اشرفی ضعف در اجرای قوانین را یکی از مهم‌ترین چالش‌های نظام حقوقی مهاجرت در ایران دانست و با اشاره به حجم گسترده قوانین، آیین‌نامه‌ها و بخشنامه‌های مرتبط با اتباع خارجی و پناهندگان، این پرسش را مطرح کرد که چگونه با وجود این چارچوب تقنینی گسترده، همچنان بی‌نظمی‌های اجرایی در این حوزه مشهود است؟ وی همچنین غلبه نگاه‌های کلیشه‌ای، ایدئولوژیک و صرفاً تاریخی بر سیاست‌گذاری مهاجرتی را مورد انتقاد قرار داد و خواستار تصمیم‌گیری بر مبنای شرایط واقعی اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و امنیتی روز شد. 

دکتر فاطمه اشرفی در جمع‌بندی سخنان خود بر ضرورت تدوین چارچوبی حقوقی و اجرایی منسجم تأکید کرد؛ چارچوبی که ضمن پاسداشت حقوق و ظرفیت‌های جامعه میزبان، حقوق افرادی را نیز که بر اساس معیارهای حقوقی واجد شرایط پناهندگی یا حمایت بین‌المللی هستند، مورد توجه قرار دهد.





https://irrcmr.com/post/1082