بررسی سیر تاریخی این قوم نشان می‌دهد که چگونه ترکیبی از گسست‌های سیاسی دوران شوروی، تبعیدهای اجباری و در نهایت ناسیونالیسم ایدئولوژیک در دوره پساشوروی، یک اقلیت پرجمعیت را در آمار رسمی و زیست اجتماعی به حاشیه راند و حتی مستحیل کرد.

کردهای قفقاز از خودمختاری «کردستان سرخ» تا فروپاشی ساختار سیاسی

کردها از دیرباز در بخش‌هایی از قفقاز و جمهوری کنونی آذربایجان همانند سایر نقاط ایران حضور داشتند و حضور سیاسی شده کردها در قفقاز که عمدتاً ریشه در مهاجرت‌های سده‌های ۱۹ و ۲۰ از ایران و عثمانی داشت، در اوایل حکومت شوروی به یک رسمیت سیاسی بی‌سابقه دست یافت.

 تشکیل «کردستان سرخ» (Kurdistan Uezd) به مرکزیت لاچین طی  ۱۹۲۳–۱۹۲۹  در دوران لنین، اوج تثبیت هویت کُردی در این جغرافیا بود. اما این وضعیت پایدار نماند؛ با روی کار آمدن استالین و اعمال فشارهای ژئوپلیتیک از سوی حاکمیت های محلی باکو و ایروان در قالب اتحاد جماهیر شوروی، این واحد اداری کردها منحل و قلمرو آن تقسیم شد. این اقدام، بستر جغرافیایی و نهادی لازم برای حفظ انسجام قومی کردها را از بین برد.

ضربات استالینیسم: تبعیدهای گروهی

در سال‌های ۱۹۳۷ و ۱۹۴۴، سیاست‌های امنیتی و قومی استالین، ضربه دموگرافیک سنگینی به کردهای قفقاز وارد کرد. هزاران کُرد به اتهام «عدم وفاداری» و احتمال ارتباط با ترکیه، به‌طور اجباری به آسیای مرکزی (قزاقستان، ازبکستان و قرقیزستان) کوچانده و دچار آسیمیلاسیون قومی شدند. این جابه‌جایی اجباری، پیوستگی جمعیتی کُردها را در موطن قفقازی‌شان برای همیشه مخدوش کرد.

مکانیسم‌های آسیمیلاسیون نظام‌مند کردها در دوران شوروی

روند اضمحلال کُردها در ساختار اجتماعی جمهوری سوسیالیستی آذربایجان از طریق سه بازوی اصلی هدایت شد:

تغییر هویت اداری: از دهه ۱۹۳۰ به بعد، دولت شورویِ آذربایجان سیاست یکدست‌سازی هویتی را پیش گرفت. در این راستا، هویت قومی بسیاری از کُردها در اسناد رسمی و شناسنامه‌ها به‌طور عمدی «آذربایجانی» ثبت شد. هم‌زمان، مدارس، مطبوعات و طبقه روشنفکر کُرد از فعالیت محروم شدند.

عامل مذهب و پیوند اجتماعی: همجواری مذهبی (به ویژه در میان بخش های روستانشین کُردها) با اکثریت آذربایجانی، فرآیند ادغام اجتماعی را تسهیل و تسریع کرد و مرزهای تمایز قومی را کمرنگ‌تر ساخت.

هژمونی زبانی: زبان ترکیزه شده آذربایجانی به مرور به تنها زبان رسمی و اجتماعی تبدیل شد. در نتیجه، زبان کُردی به پستوی خانه‌ها در جمهوری آذربایجان رانده شد و نسل‌های جدید برای بقای اجتماعی و اقتصادی، زبان مادری خود را رها کردند.

 دوره پساشوروی: ایدئولوژی پان‌ترکیسم و دکترین «یک ملت، دو دولت» 

با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و استقلال جمهوری آذربایجان در سال ۱۹۹۱، روند استحاله کُردها در سایه ایدئولوژی تهاجمی پان‌ترکیسم دولتی وارد فاز جدیدی گردید:

یکدست‌سازی هویتی: در دوره حاکمیت ابوالفضل ایلچی‌بیگ و سپس دوران خاندان علی‌اف، دکترین ناسیونالیسم ترکی به ایدئولوژی رسمی باکو تبدیل شد که حتی در تضاد با هویت و زبان آذربایجانی بود. در این فضا، هرگونه ابراز وجود قومی یا زبانی غیرترکی (به‌ویژه از سوی اقلیت‌های بومی مانند کُردها و تالشی‌ها و تات ها و لزگی ها و....) به عنوان «تهدیدی برای یکپارچگی ملی» تلقی شد. همچنین کُردهای باقی‌مانده را حتی در مناصب مهم دولتی از جمله واحد امنیتی "حفاظت از رییس جمهوری" که به مدت نزدیک به سه دهه تحت فرماندهی بیگلر ایوب اف، رییس محافظان حیدر علی اف و الهام علی اف که یک کرد بود، مجبور کرد برای مصون ماندن از برچسب‌های سیاسی، هویت کردی خود را به‌طور کامل انکار کنند.

امنیتی‌سازی هویت کُردی: با آغاز جنگ اول قرا‌باغ در دهه ۱۹۹۰ و تصرف مناطقی مانند لاچین و کلبجر (که در گذشته قلب کردستان سرخ بودند)، کُردها در موقعیت ژئوپلیتیک آسیب‌پذیری قرار گرفتند. جریان‌های پان‌ترکیست در باکو، گاه کُردها را به همکاری پنهان با ارمنستان برای احیای مجدد «کردستان سرخ» متهم می‌کردند و گاه به عنوان همکاران پ.ک.ک. می دانستند و در رسانه ها علیه آنها تبلیغات می کردند و گاهی نیز اسناد و خاطراتی از بکارگیری آنها توسط حیدر علی اف در زمان تصدی مقام امنیتی در ک.گ.ب. شووری و در جریان ایجاد پ.ک.ک. توسط شوروی در رسانه ها درج می شد. این بار امنیتی و آواره شدن کُردها به سمت باکو، سرعت استحاله آنها تحت آموزه های پان ترکیسم را به شدت افزایش داد.

تأثیر روابط با ترکیه: هم‌گرایی استراتژیک باکو و آنکارا، تاثیر مستقیمی بر سرکوب نرم هویت کُردی داشت. باکو برای جلب رضایت کامل ترکیه، هرگونه فعالیت فرهنگی یا مدنی مربوط به کُردها را با حساسیت شدید و به عنوان نمادی از جدایی‌طلبی سرکوب کرد تا از هرگونه اصطکاک با سیاست‌های آنکارا ممانعت کند.

جدول جمعیتی: سیر نزولی ثبت رسمی

آمار سرشماری‌ها این روند نزولی و ادغام هویتی را به وضوح تصویر می‌کند:


تناقض آشکار میان این آمار رسمی (۶ هزار نفر) و برآوردهای غیررسمی که جمعیت کُردتبارهای جمهوری آذربایجان را تا ۲۰۰ هزار نفر تخمین می‌زنند، گویای این واقعیت است که اکثریت مطلق جامعه کُردتبار جمهوری آذربایجان، امروزه هویت پیشین خود را در هویت ترکیزه شده آذربایجانی مستحیل شده می بینند. 

 وضعیت کنونی کردها در جمهوری آذربایجان: زیست پنهان و استحاله کامل 

وضعیت امروز کُردها در جمهوری آذربایجان را می‌توان در یک جمله خلاصه کرد: «انکار کامل هویت عمومی و استحاله در هویت حاکم برای بقا».

امروز در جمهوری آذربایجان، قوم کُرد به عنوان یک موجودیت اجتماعی زنده، فعال و دارای نهادهای مستقل فرهنگی وجود خارجی ندارد. نسل‌های جدید کُردتبار در این کشور کاملاً ترک‌زبان شده‌اند، در ساختار آموزشی مبتنی بر قوم گرایی رشد یافته‌اند و فاقد هرگونه دانش یا آگاهی عمیق نسبت به زبان، تاریخ و اصالت کُردی خود هستند. بازماندگان میانسال و سالخورده نیز در یک «زیست پنهان هویتی» به سر می‌برند؛ آن‌ها پیشینه خود را تنها در حریم خصوصی خانواده حفظ کرده‌اند و در فضای عمومی، آن را انکار می کنند می‌کنند تا از گزند فشارهای امنیتی، طرد اجتماعی و برچسب‌های سیاسی بویژه در دوره ای که هویت آذربایجانی نیز قربانی ایده پان ترکیسم شده است، مصون بمانند.



https://irrcmr.com/post/1104